میگه بغلم کن دور خونه بگردونم ... بعد وسطش حوصله ش سر میره میگه ببرم در کمدارو باز کن برام ... گریه گریه جیغ ... تا ببرم در کمدارو باز کنم یخچالو کابینتارو باز کنم توشونو نگاه کنه یکم اروممیشه ... خب بخدا کمرمبرید دیگه نمیتونم هعی بگردونمش دور خونه
اصلاااااانمبا اسباب بازیاش حال نمیکنه !
راهی هست ؟ چیزی هست سرگرمش کنه !؟ بازی ای اسباب بازی ای چیزی
من یه زن خیلی خوشبختم ، زندگیمی کنم برای روانه شدن خوشبختی بیشتر
هر وقت خواستی جا بزنی؛به حس خوب بعد از نتیجه گرفتنت،به آخیش گفتن بعد رسیدنت،به برآوردن شدن آرزوهات،به حس رضایت درونت،به خنده ی از ته دلت،به اشک شوق مامانت،به لبخند مغرورانه بابات فکر کن و ادامه بده ادامه بده...
لایکم نکن اذیت میشم نمیبخشمتاااا 😒منم خیلی دوست داشتم سلامتی داشته باشم خونه عیان بشینم ماشین عیانی سوار شم ارامش داشته باشم که هیچ کدومو ندارم به کسیم میگی از نظر خیلیا جوابش حمکتی و امتحانه هست،متنفرم از این نتیجه گیری حکمتی هست...یعنی یکی اینو میگه میسوزممممم،الانم خیلی دوست دارم زودتر بمیرم لااقل اینو واسم زیادی نبین زودتر تموم کن💔 عدالت خدا کجاست💔تا حالا دلت برا کسی سوخته؟من برای خودم میسوزه💔 متنفرم از دنیاییکه همه بدبختیا رو سر من اوار شده
خواهر زاده من علاقه عجیبی ب قابلمه و کلا وسایل خونه داشت
میدیدی با اون قد کوچولوش ملاقه ب دست داره میاد
اصلاا با اسباب بازیا حال نمیکرد
الانم ک بزرگ شده نمیتونیم از گوشی بیاریمش بیرون کلاا توو گوشیه
اگر از بلندای آسمان بترسی، نمیتوانی مالکِ ماه شوی! 🌖✨ ️ از این تاریخ ۱۴۰۲/۸/۹ تو 🔒 میزنی ب قلبت تا وقتی ک از خودت بهترین نساختی و از خودت راضی نبودی کسیو وارد قلبت نکنی،ی روزی من جفت روحیمو پیدا میکنم تا اون روز زندگی پر از پیروزی و شاد برا خودم میسازم🥰من مجرد هستم چقدر قبلا توو رابطه بودنی ترس داشتم از از دست دادن ادمی ک فکر میکردم اگ نباشه من هیچم ولی الان چقدر خوشحالم و چقدر افتخار میکنم ب خودم ک تونستم از پسش بربیام💖 ی روزی دفترم پر میشه از کاراییی ک تموم کردم همه کارهایی ک نیمه تموم ول کردم از امروز شروع میکنم ب تمام کردنش بعدش ی تاپیک میزنم ب همهه نشون میدم ک من تونستم😍کائنات در جهت پیشرفت من حرکت میکنه خدایا شکرت🧿🤍💫دوستان لطف کنید احترام خود را حفظ کنید وگرنه دیگران ب شما احترام نخواهند گذاشت ۱ ۲ ۳ ۴ تشکر تشکر
عادتش دادی به این کار دیگه یه چند روز اینکارو نکن ،گریه میکنه بهانه میگیره ،میدونم بذارش یه جا یه مقدار اسباب بازی هم بریز جلوش کم کم این اداها از سرش نیفته و با اسباب بازی اش سرگرم میشه،البته دختر من بیشتر از اسباب بازیاش به کفگیر ملاقه های پلاستیکی تو آپزخونه علاقه داشت،با دمکنی و سر قابلمه ها بازی میکرد
بعضیا میفهمن نفهمن ولی نمیفهمن که ما میفهمیم نفهمن اینا دیگه واقعا اَمَن یُجیب ...لازمن..برای شفای تمام مریضها روحی روانی وجسمی صلوات...