آرام جانم
وقتی این کلمه را برای تو بکار میبردم
برای زمانی بود که دو چشمت آرام جان باران های وحشیانه ی چشمم بود
برای زمانی که موسیقی خنده هایت آرامش بخش ترین ملودی جهان بود
برای زمانی که عطر وجودت آرام جان دریای قلبم بود که از دوری تو سر به طوفان گذاشته بود
برای زمانی که...
و اما الان قاتل بیرحم آرامشم شده ای آرام جانم؟!