حتی شده برای ی روز برگردم
ی روز فقط
حیاط بزرگ خونه پدری که یه سرش خونه ننه جونم بود
بازیام با نوه هایی ک میومدن خونه ننه جونم
نون پختن تو حیاط
درخت انجیر حیاطمون
بازی کردن جیغ کشیدن و خندیدن
همه دور هم بودیم هیچ غصه ای نداشتم
هیچییییی
کاش تو بچگیم میموندمو هیچ موقع بزرگ نمیشدم 😔