2777
2789
عنوان

بیاین نامزدم🔞🔞😔😔

1298 بازدید | 37 پست

۲ ماهه بلاکم


بخدا هرکاری کردم بشه دوماه باهام بود جوری عاشقم کرد خدامیدونه بعد دوماه یهو رفت‌گفت ازدواجی نیستم 

۶ ماه رفت برگشت من تو این ۶ ماه هربلایی بود سرم اومد نمیدونستم باخودم‌چیکار‌کنم هروقت یادم میاد چه کارایی کردم میخام بمیرم رفتم روانپزشک اونهمه قرص میخوردم

صورتمو  مثل پلنگا کردم رفتم تو رابطه با دو نفر رابطه جن..برقرار کردم(بکارت داشتم)بچه ها پاک دیونه شدم من توبمو کردم ولی اشکال نداره حق دارین هرچی بهم بگین

بعد ۶ ماه برگشت بازم قبولش کردم گفت اگه از گذشتت نگی حتی ازدواجم کنیم طلاقت میدم احساس کردم بایدصادق باشم وای چ ازارایی بهم داد یع روز میگفت هرزه یه روز میگفت جند..

یه روز گریه میکرد میگقت عاشقتم نمیتونم برم ولی با همچین انسانی نمیتونم

خلاصه موندحیلی تلاش کردما خیلیییی بخدا از بیمارستان برمیگشتم(ماماهستم) نمیخابیدم که اون زنگ زد بیدار باشم بهش امید بدم بهم رسیدنمون بخدا تو کل این ۶ ماهیی که باهم بودیم نخابیدم فقط گریه کردم تلاش کردم

باهم بودیم بکارتم از دس رفت

گفتم نیای خاستگاری به همه میگم 

خیلی میخاستمش..اومد خاستگاری 

هر صب از خاب پا میشد یه چیزی میگفت یه روز میگفت نکنه بی ابروم کنی  یه شب میگفت من نمیخام شاغل باشی یه روز میگفت میخام زنی باشی همه بگن افرین با این زن گرفتنت جوری باش کد بانو باشی تو همه مهمونیا همرو‌قبول کردم گفت نههههه خدا میدونه چجوری میشی وای میترسم 

تضمین میکنی زنگیمو؟اصن میای رو اخلاقی که من میگم؟ اون‌چیزی ک من میگم؟

یه شب میگفت محدود میشی پیش من

اینا همه تو‌یه هفته بعد خاستگاری اتفاق افتاد

میگفتم فلان لباس برای عروسی میگفت نهه هزینه ندارمو

بازم کنار میومدم تا اینکه برای نشون کردن فقط پدرش اومد مادرش و خاهراش حتی زنگ نزن با اینکه خیلی دوسم داشتن

تا اینکه یه شب دعوامون شد منم دیگه زدم به سیم اخر اونهمه گلایه و شکایتو حرف گفتم(بی احترامی نکردن)

گفتم اصن سطح تفکرو تحصیلاتمون‌یکی‌نیس هر روز یه چیز میگی‌‌میترسمو محدود میشمو مگه من چی کم دارم یه دختر بی نهایت زیبا تو‌کل شهر به اسمم رسیده کسی به خوشکلیم نیس شاید باور نکنین من تو شهرستان زندگی میکنم و‌واقعا اینو مردم میگن گفتم از یه خونواده به شدت سرشناس و پولدار همه خاهر برادرو دومادام دکتر و پرستار و‌ماما خودمم ماما هستم) گفتم چی‌کم دارم چرا بجای اینکه ازینکه منو‌داری خوشحال باشی منو کم میبینی احساس میکنی افتخار به اینه من حجاب رعایت کنم تو مهمونیاتون کدبانو باشم تورو سربلند کنم بقیه بگن زن یعنی این

یعنی خصوصیات دیگم‌به چشم نمیاد؟ بازم من نگفتم که نمیکنم..ولی دیگه متنفرم ازینکارات اصن من نمیام تو‌یه ساختمون با پدر مادرو خاهرت( بچه ها فقط عصبی بودم وگرنه بخدا دوسش داشتم و بهش قول دادم‌میام‌تو‌یه ساختمون باهاشون)گفتم من نمیخام مث خاهرت باشم که میگی تا سر کوچه نرفته تاحالا چون بیوه هست حق همه چیو ازش گرفتی من میخام‌اونم‌باخودم‌ببرم بیرون مگه زندانیه

میگه نه حتی خاهری که ازدواج کرده اونم با اجازه من بیرون‌میره.از لج و ناراحتی گفتم اصن من مثل شماها سنتی نیستم من بروزم

گفتم دیگه جدا شیم گریه کرد نارحت شدکه نرو منم گفتم چن ساعت بعد اروم‌میشم جوابشو ندادم  شب خاستم بهش پیام بدم که بیا همه چیو خوب کنیم دیدم پیام داده دیگه نمیخامت و رفت برای همیشه حیلی از طریق دوستامو دوستاش بهش التماس کردم گفت نمیخامت دیگه‌چرا لحظه اخر همه چی از کنترلم خارج شد و اخرش برای من نشد

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خدا حفظش کنه دعای من یکی که پشتشه 

دختر به خودت بیا 

باید بری تراپی این همه خفت و به جون خریدن با روانپزشک حل نمیشه 

همه میدونیم روانشناس و روانپزشک در کنارش همت خودت هم میطلبه 

تو خودت اصلا نمیخوای ارزشت رو حفظ کنی فقط دنبال اینی که تحقیر شی 

هربار هم تاپیک میزنی تعجب میکنم ازت.



هعی  توام‌حتما مثل من افسردگی گرفتم

من روز به روز دارم نابودترمیشم قلبم دردگرفته

داروقلب واعصاب استفاده میکنم

کاش میشد مرد و یک درده شد

خدایاهیچوقت دخترخاله نامردموونامزدمونمیبخشم،نامردی خیلی سخته😔کاش میمردم یاباغریبه ازدواج میکرد😔من برج۸نامزدم اومد خواستگاری وبرام انگشتراوردن ونشون شدیم وقراربود7.7عقدکنیم هروقت میرفتم بیرون تنهانمیرفتم یکباردخترخالموبردم برج۱ اونجاعاشق نامزدم شد ومخ شو زد خردادماه همش بحث میکردباهام ونامزدم۹خردادبامن بحث بدی کردوقهرکرد۱۷خردادبهش پیام دادم ازدلش دربیارم ۲تاخطش خاموش بودمثل دیونه هاشده بودم میرفتم محل کارش ببینمش هعی دنیا💔🖤تاشهریورماه پیداش شدگفت بیاببینمت انگار دنیاروبهم دادن کاش نمیرفتم بهم گفت عاشق دخترخالمه ومیخوادتش و۲۷شهریور عقدش کرد😔😔دلم شکسته نمی بخشمشون😭😭🖤💔💔💔❤️‍🩹برام دعاکنیدحالم خوب بشه❤️‍🩹💔واسه داداش گلمم دعاکنیداون عاشق دخترخاله اخریم بود(خواهرهمین نامرد) که بااینکاری که خواهرش کرد متاسفانه عقدداداشموودخترخالم بهم خورد حال داداشم خیلی بده...

تو تو تله ی یه ادم دوقطبی و بیمار افتاده بودی 

طبیعیه میخواستی بمونه التماسم کردی 

اما بدون قرار بود بدبخت ترین زن دنیا باشی

چقدر خدا دوستت داره که نذاشته خودتو بدبخت و خانوادتو سرافکنده کنی 

عزیزم حیف شما نیست اصلا فرهنگ ها کاملا متفاوت هستش و هیچ وقت به خاطر کسی خودت رو فراموش نکن بزار اونجوری که هستی بخوان شما رو بهتر که رفت توبه کن و زندگیت رو از نوع شروع کن خیرت به همین بوده وگرنه گرفتار می شدی 

💚🍀...گاهى وقتها معجزه همون آدمهاى خوش قلبى هستن كه اتفاقى سر راهتون قرار ميگيرن💚  ️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز