دخترخالم شوهر بچه هاش اومدن، چشاشون قرمز بود.... و میگفتم سرما خوردین و.. میگفتن نه و سالمیم و... بچه هاش میومدن سمت من😢من از همه جا بیخیر از اونا چشم دردیه بدی گرفتم
بخدا کور شده بودم به سختی میدیدم😢
چشمم باد کرده بود....... البته فقط خداروشکر یه چشم بود، بعد باردارم هستم هرجا میرفتم دارو نمیدادن بهم😭 دیشب دوباره رفتم ییمارستان، پرستاره سوزون کرد تو باد رو چشمم کلی خون اومد.... الان بیدار شدم تازه میتونم بهتر ببینم یکم بادش رفته دیگه چشمم سنگین نیست مثل روزهای اول..
بعد یه بدی داره واگیر دارم هست الان همسرمم گرفتتش😭😭تازه هم یه عمل انجام داده خیلی اذیته..... دیگه دارم دیوونه میشم....
چکار کنم،، خدا بگم چکارش کنه اخه ادم چقد میتونه نفهم باشه، اخه مریض هستید بمونید خونه، ما رو درگیر این ویروس کوفتی کردن، توروخدا مواظب باشید😔