سلام دوستان
من ۱۹ سالمه و۱ ساله ازدواج کردم قشنگ از اول ازدواجم مادر شوهرم همش باهام سر لجه کلا خیلی فضوله و فتنه اس سعی میکنه منو همسرمو به دعوا بندازه یه جورایی از من خوشش نمیاد چون اون میخواد من همیشه برم خونشون و تمام کاراشو انجام بدم اگه خواستم جایی برم با همسرم باید اول درجریانش بزارم و اگه هرچیزی واسه خودم یا خونه خریدم بهش نشون بدم ، منم خیلی بهش احترام میزارم تا جایی که بشه باهاش راه میام ولی الان دیگه خیلی داره میره رو مخم هرجا میره ازم بد میگه تو فامیل میگه این پسرمو بیچاره کرده خیلی ولخرجه ،کار نمیکنه و همش میخوابه ، الان من باردارم و نی نیم شش ماهشه، قبل بارداریم هر یک یا دو روز درمیون میتونستم میرفتم خونشون چون همسایمه ، حالا تا حدودی دلم میسوخت تو کار خونه هم بهش کمک میکردم
الان که باردارم توقعش رفته بالا دیروز به جاریم گفته خودشو گرفته دختره دهاتی انگار ما بچه دار نشدیم هر روز بهونه میاره که نیاد کارامو انجام بده
من یه هفته نرفتم چون واقعا مریض بودم و حالم خوب نبود ولی خب خودش هر روز افتاده بود اینجا از صبح تا شب ناهار و شامو میموند خونمون حتی تعارف به کمک کردن هم نکرد...
میشه بگین باید چ رفتاری باهاش داشته باشم الان؟ چجوری برخورد کنم میدونم شاید تقصیر خودم بود که پروش کردم از اولش ولی راهنماییم کنید