من زیاد اهل کار کردن خونه نبودم اما ادم تنبلی هم نیستم اراده کنم میتونم از پس همه کارا بربیام ولی خیلی علاقه ندارم فک میکردم اگه ی روزی تو دل کار قرار بگیرم میتونم کنار بیام باهاش ، الان ی ماهه مادرم استراحت مطلقه من کارای خونه رو انجام میدم و فهمیدم که من واقعا روحیم با کار خونه سازگار نیست در حدی که وقتی میخوام غذا بپزم بس که عصبی میشم دلم میخواد خودکشی کنم در بهترین حالت بنظرم من ففط پتانسیل غذا پختن یه روز درمیان اونم فقط یه وعده دارم ، اگه ازدواج کنم قطعا سر غذا پختن طلاق میگیرم شماها چطور میتونین کنار بیاین با این قضیه ؟؟؟