عشق در واقع ی حس هست
که باهاش میتونی برای یکی جون بدی
فقط هم ی نفر نیست، عشق خونه، عشق پول، عشق شهادت، عشق به والدین یا خواهر، عشق به همسر
و یا در ی نظر هست یا به مرور. کشش و جاذبه ی بین دو جنس مخالف باعث ایجاد حسی میشه که اگر قوی باشه بهش میگن عشق. البته باور دارم از سن ۱۵ تا ۲۰، این حس معمولا پایدار نیست. یعنی مثلا من امروز نگاه ی پسری میکنم و دلم میلرزه. هفته بعد اسمشم یادم نمیاد. عشق خیلی کلی هست و در جزئی ترین چیزهای زندگی نقش داره. ابراز عشق رو که دیگه نگو. کلی راه داره. هر کس زبانی داره که از اون برای ابراز عشق استفاده میکنه. مثلا من خودم خیلی بوسه و بغل و ناز کردن رو دوست دارم و لذت میبرم. بعضی ها گل خریدن، بعضی ها با هم غذا خوردن( مثلا پسره میخواد به ی دختری ابراز علاقه کنه، میبرتش رستوران) یا کاردستی درست کردن( مثلا ی پسری، تابلو نقاشی دختری رو میکشه و بهش هدیه میده) یا تولد یا کار زیاد کردن یا اصولا آدمای جدی، تلاطم عاطفی قویتری دارن. نه زیاد، بلکه عمیق و قوی.