آمدم خونه مامانم اینا دعوا شد الکی الکی . منم دل پر بود از همیشه که سکوت میکردم هیچی نمیگفتم یک لحظه تند صحبت کردم همه گفتن چه خبر ته از خواهرت یاد بگیر بااینکه خواهر م اصلا احساسی نیست و کار خودشو میکنه و لی منکه بخاطر همه همه کار میکنم دعوام کردن . چکار کنم دو ساعت گریه و دعوا الان آمدم تو اتاق