2777
2789
عنوان

یعنی عاشق فانتزی ذهنی دوستمم

212 بازدید | 23 پست

هر روز یه داستانی دارم با این 

خیر سرم من باردارم نباید دم به دقیقه زنگ بزنه ارامش روانیمو بهم بزنه 

امروز ساعت هشت صبح بهم زنگ زده میگه یادته بهت گفتم دوتا برادرن عاشقم شدن ؟ بخدا اصلا نگفته بود منم گفتم نگفتی چرا الکی میگی خوابم میاد ، میگه خب الان میگم دوتا داداش هستن عاشقمن بعد الان فربد زده فرید و کشته بخاطر من 

منم میگم اینا کین چرا الکی میگی هر هر میخنده قطع میکنه خل شدم از هزار جا بلاکش کردم به خونه زنگ میزنه و... فقط همین نیست ک چیزای الکی دیگه ای هم گفته

چشم ها دریچه ی روحن!...

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ببخشید خندم گرفت 😂 ولی وقتی میخوابی سیم تلفن و از برق بکش

👈من 👉 آدمی هستم ک اخلاقمو با شعور طرف ست میکنم 🚫پس🚫 اگه یه وقت از اخلاقم ناراحت شدی یه نگاه به شعورت بنداز✌️
دندش میخاره  چرا میزاری زنگ بزنه خونتون شوهرت حواب میده یه وقت لابد میخواد برا شوهرتم مزه بریز ...

یبار شوهرم برداشته بود من خواب بودم ، وقتی بیدار شدم گفت اون دوست خل و چلت زنگ زده بود گفتم خب چی گفتش .، گفت دوستت زنگ زده میگه بچتون به دنیا نیومده ؟ و قطع کرده اون موقع پنج ماهم بود الان هفت ماهمه

چشم ها دریچه ی روحن!...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792