2777
2789

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


نگران دوست اجتماعی پسرم ..(تاپیک اخر گفتم)

نگران داروخانه بابامم اوضاع خیته

من با یک میسو زندگی میکنم که بهم گفت که: ازت خواستم از زندگیم بری و پیشرفت کنی !چرا زندگی مو با خودت بردی :) فهمیدم که من پدری داریم یک میسیو هست..:)

روتخت درازکشیدم حوصله ندارم ازجام پاشم

چهارمین کاربریمه خدابعضیا رو افرید که تو نی نی سایت بقیه رو بترکونن خداقوت پیغمبرای سایت😐🤌 باشه خداجون تسلیم نه من لیاقت بچه دار شدن دارم نه آمادگیشو بیخیال شو ازینکه ۳سال التماست کردم🥲اون موقع عقل تو سرم نبود.مرسی خداجون...حضرت معصومه عاشقانه دوست دارم بانوی بزرگ  

منم آنفولانزا گرفتم هفته پیش...مردمو زنده شدم از دیشبم گلاب بروتون اسهال شدید گرفتم...صبحم پریود شدم....کاش بمیرم دیگه تحمل ندارم

🌸🌸🌸🌸اِلٰهْی وَ رَبّی مَن لی غَیْرُکْ🌸🌸🌸🌸         خیلی حرفا داشتم واسه گفتن،واسه نوشتن ولیییی حیف،امان از دست نینی یار😡 این کاربری دست ۴۰ نفره⬅️ یک:منِ دیوانه یِ عصبی🤬 دو: منِ مهربونو دلسوز☺️ سه:منِ نگرانِ استرسی😬 چهار:منِ شوخو خنده رو🤭 پنج:منِ خسته و بیحال😮‍💨 و...🙄🤔🤨  ✅پس اگه تو یه تاپیکی یچی گفتم،تو یه تاپیکِ دیگه یچی دیگه،سعی نکن مُچمو بگیری😏این منم فقط گاهی وقتا بسته به شرایط جویِ تاپیک مودم عوض میشه.همین😘

کمی با پسرم درس کار کردم عدس پلو رو درست کردم گذاشتم دم بکشه صورت و ابرو و اصلاح کردم لباس های شسته شده رو جمع کردم و گذاشتم توی کمد الانم دارم یه قهوه میخورم و به مهمونی فردا فکر میکنم چی بپوشم 

امیدوارم خدا به شما هم هر چه زودتر سلامتی بده عزیزم 🌺

شاید هم نظر نباشیم ، ولی هم وطنیم، هم جنسیم، و شاید همدرد پس همدیگر رو با احترام بدرقه کنیم.                                         

تازه بیدار شدم تو تخت دراز کشیدم به فکر ناهارم 

خونمم نیاز بخ مرتب کردن داره رفته تو مخم منتظرم شوهرم بیاد برا جاروبرقی بکشه  

چهل سال بعدجلوی آینه موهایم را شانه کنم..👵روسری آبی ام را بپوشم وآرام آرام بروم توی آشپزخانه..نگاهت کنم و بگویم :دیدی گفتم میان ..لبخند بزنی☺بگویی : چقدر قشنگ شدی😍یاد وقت هایی بیفتم که جوان بودم.👩ناراحت شوم که پیر شده ام 👵..زشت شده ام ..و تو باز بگویی با موهای سفید بیشتر دوستت دارم👵و من مثل هفده  سالگی هایم ذوق کنم😍سر بزنم به قیمه ای که برای بچه هایمان پخته ام ..🍲بعد تو از نوه ی آخرمان بگویی.بگویی این فسقلی عجیب شبیه تو شده..من برایت چای بریزم.☕بچه هایمان بیایند.مدام بگویم :قند نخور آقا.چایی داغ نخور .. بذار سرد شه..تو لبخند بزنی☺من مثل چهل سال پیش شوم و جلوی بچه هایمان سرم را روی شانه ات بگذارم ..💑نوه هایمان را بغل کنیم .👶دخترهایمان سالاد درست کنند و غذا بیاورند ..پسرها سفره بیاورند و بشقاب بچینند..پسر اولمان بگوید :هیچی دستپخت تو نمی شه مامان..عروسمان خودش را برایش لوس کند و بگوید:پس دستپخت من چی ؟!پسرمان نازش را بکشد😍ما از حال خوششان ذوق کنیم ..زیر گوشت بگویم : مرد زندگی بودن را از خودت یاد گرفته.❤باز هم نگاه های مهربانت.👀و باز هم درد زانوهایم یادم برود ..بچه ها بروند خانه هایشان ..ومن از خوشحالی ده بار بمیرم که چهل سال است تو را دارم❤عاشق شادمهرم ب امید روزی ک برم کنسرتش 😍🥰فندوق جانم به زندگیمون خوش اومدی ۱۴۰۲/۱/۱۹ فهمیدم باردارم 😍 دخترم ،دلوینم منو بابات عاشقتیم❤️دخترم 1402/9/2 بدنیا اومد و اونروز برام قشنگترین روز عمرم شد 
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز