صب تا شب درحال سوتی دادنم😑🥴
بزرگترینش با دوست بابام رفته بودیم بیرون بابامم سفارش کرده بود سوتی ندی حواست باشه. همه چی خوب پیش رفت تا این که دوست بابام گفت موشالا چقد خانومانه و با کمالات صحبت میکنی موشالا. منم تشکر کردم و ایناها. موقع حداحفظی شد ساعت ۵ عصر بود. گفتم خداحافظ شبتون به خیر و شبتون پر از خواب های من🤣🤣🤣🤣بابام عرق شرم ریخت مامانم ویشگونم گرفت دوست بابام از خنده قرمز شده بود خانم و پسرش غش عش میخندیدن کلا ابروم رفت😑🥴