ی پولی پدر شوهرم باید میداد ب بابای من بابان زنگ زد ک میتونی امروز فردا بده....مثل اینکه قرار بود ۶م بده حالا نمیدونم بابای من میدونست یا نه......این وسط پدرشوهرم چون نداشت زنگ زد ب همسر من اونم گفت من ندارم گفت پس بین خودمون بمونه.....منو همسرم چیزی از هم پنهون نمیکنیم.....من مامانم بهم گفت ک بابا زنگ زد ب پدرشوهرت ازش پول خواست گفتیم اگ فعلا نداری خودتو اذیت نکن(فامیل نزدیکیم)
بعد موقع ظهر همسرم داشت باهام حرف میزد گفت بابای من زنگ زد پول میخواست مثل اینکه بابای تو میخواست پولشو....بعد گفت بابا برا چی میخواست؟قضیه چیه؟؟بابایمن ک قرار بود ۶م بده حالا چند روز صبر میگرد دیگه....دیدم راست میگ ب مامان خودم زنگ زدم ک بابا پول رو الان واسه چی میخواست؟وقتی قراره ۶م بدن خب عجله چی بود ک مامانم گفت نمیدونم مگ قرار بود ۶م بدن؟من خبر نداشتم.گفتم آره الان اینجوری اونا افتادن تو هول و ولا ک پول رو از کجا ردیف کنیم....بعد گفت ب بابا بگم؟گفتم ن ولش کن.
چند دقیقه بعد شوهرم زنگ زد عصبانی ک چرا چیزی بهت گفتم تو رفتی ب مادرت گفتی بعد بهش توضیح دادم گ تو نگفتی نگو....وقتی نگفتی من از کجا باید بدونم ک نگم؟؟الان ازم ناراحته....مثل اینکه مادرم ب بابام گفته نباید رنگ میزدی بابت پول پدرمم درجا زنگ زده ب پدرسوهرم ک تو چرا ب فلانی گفتی عجله نباید میکردی گفتم اگ داری الان بده...پدرشوهرم زنگ زده به شوهرم حرف بارش کرده ک چرا گفتی.....به نظر شما مقصر کیع؟؟؟