ولی تعریف ازخودم نباشه حستون کاملا برعکسه همیشه اطرافیان تحسینم میکنن بخاطر اینکه همچنین جو متشنجی رو تحمل میکنم نمیگم شوهرم بده یا دوستم نداره نه ولی اون یکی ازاخلاقای بدش اینه که خیلی عصبیه وزود ازکوره درمیره اغلب من سازش میکنم وساکت میشم البته قبلنا اینجوری نبودم الان بیشتر بخاطر نگه داشتن جو اروم برا بچه هاس مثلا الان من ناخواسته باردارم واون چندروز دعوا راه انداخت با اینکه من هیچکارم و جلوگیریمون دست خودش بود اونی که بایدناراحت بشه منم نه اون چون بچه ی یکساله دارم وشیرم میدم همه ی مراکز ورفتیم برا سقط که نشد 😔ولی شوهرم ازنظر مادی خیلی درتنگنا هست که حقوبهش میدم