مادرشوهر خرم
زنگ میزنه به شوهرم ناله میکنه عصابشو بهم میریزه شوهرمم بی حوصله میشه حوصله هیچیو نداره حوصله منم نداره
از خوشیاشو این ور اونور رفتناش و مهمونیاش نمیگه
فقط از دعوا هاش با خواهرشوهراش میگه
کلی چیزی میره میخره هیچی نمیگه بعد که میبینیش میگی مبارکه میگه ارههه یادم رفت بگم
چطور خوشیات یادت میشه چس ناله هات یادته؟