2777
2789
عنوان

شوهر مامانی

1038 بازدید | 46 پست

شوهرم میخاد بره تهران ی وسیله ای رو عوض کنه 

از اول بهش گفتم دوس دارم ک‌بیام بهونه اورد ک اونجا جای تو نیس  و چون وسیل ای ک میخاد ببره بزرگه و تو ماشین کلی جا میگیره و‌گفت جا نیس برا تو و تهران خسته میشی گفتم باشه بعدش مامانش گفت باباتو ببر اگرم پول کم‌ آوردی هواتو داشته باشه بعدش تا ‌دیشب از سرکار برگشت گفت میخام مامانمم ببرم گفتم فقط برا من جا نیس ن مامانم اینا میخان از اون طرف از من جدا بشن برن ی جایی مراسم ختمه 

از دیشبه خیلی داغون شدم  چیکار کنم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

حق داری ... ولی شاید ازش جدا می شن واقعا جا باز می شه دیگه... یه برنامه ی مفرح تر برای خودت بزار توی ...

میدونی قراره برن ی پاساژ باهم بعد تا نصف روزم باهمن بعد میرن اصلا اینقد ازش ناراحتم ک دیشب فقط ۳ساعت گریه کردم اینقد ادمو بی ارزش میکنه 

واقعا سخته ولی خب تو اینجور مواقع سعی کن بیخیال باشی و خودتو سرگرم کن اونم فک نکنه تو خیلی ناراحت شدی و چقدر برات مهمه وقتی ببینه تو تنها باشی ام برنامه داری و خوش میگذرونی خودش بیشتر دلش میخواد تو کنارش باشی

واقعا سخته ولی خب تو اینجور مواقع سعی کن بیخیال باشی و خودتو سرگرم کن اونم فک نکنه تو خیلی ناراحت شد ...

کاش همچین کاری میکردم ولی دیشب نتونستم جلو خودمو بگیرم بحث راه انداختم کلی ناراحتی الانم لج کرده ک من نمیرم 

وای خدا بهت صبر بده چقددد سختتت من بودم خودمو جر میدادم 

یعنی اگه بدونی از دیشبه چه حالی دارم ‌ک‌نگووو ب من رسید کلی بهونه ولی خدانکنههه ک مامانش بهش ی چی بگه 

ببین درسته احترام واجبه ولی ن تا وقتی ک زن تو خار کنی 

درست میگی

اما جزییات رو نمیدونستم که

مردا همینن بخوان کاری رو بکنن میکنن

نخوان هم استغفرالله خدا هم نمیتونه نظرشونو عوض کنه

وطن ای مادر غمدیده ام.......

درست میگی اما جزییات رو نمیدونستم که مردا همینن بخوان کاری رو بکنن میکنن نخوان هم استغفرالله خدا ...

جالبیش میدونه چیه اینکه قرار بود چهارشنبه بره از قصد انداخت پنجشنبه  ک مامانش اینا میخاستن برن کرج مراسم 

مامانش جلو خودم گفت من میام باهات 

جالبیش میدونه چیه اینکه قرار بود چهارشنبه بره از قصد انداخت پنجشنبه  ک مامانش اینا میخاستن ...

من بودم میگفتم خوبه بذار برن دو روز نبینم شون

والا به خدا

سخت نگیر که بهت سخت نگذره

وطن ای مادر غمدیده ام.......

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792