نامزد نیستیم ولی خانواده ها در جریانن
پدرش چون سنتیه قبول نمیکنه خواستگاری بیاد
میگه نه این دختره غریبس و فلان
خود پسره م سربازه و فعلا موقعیت خوبی نداره
نزدیک یه هفته س دعوامون شده و اصلا حرف نمیزنیم
بحثمون سر این بود که صبر کنیم تا بعد خدمتت که یه سالش مونده بعد نامزد کنیم سخت میشه
بهش گفتم با پدرت بحث کن هرجور شده راضیش کن اگه عاشق منی که حداقل این مدتو نامزد باشیم همه چی خیلی بهتر میشه اونم میگفت نه تو منو درک میکنی نه بابام من بین هردوتون گیر کردم و تو منو دوس نداریو از این حرفا
از ویژگی های خوبش بگم پسر خوبیه چشمو دل پاکه خیلی مهربون و رمانتیکه و واقعا این مدت که باهم بودیم حسش میکردم که عاشقمه و منم دلبسته ش شدم
ویژگی های بدش اینه که پدرش مخالفه فعلا
موقعیت خوبی نداره از لحاظ مالی و شغلی
و یک سال از خدمتش مونده
بنظرتون چاره چیه؟جای من باشین چیکار میکنین؟
البته هنوز پیام نداده ولی گهگاهی استوری عاشقانه میزاره که مثلا از دلم در بیاد