تاالان که شدم 31 سال
با کسی دوست نبودم درست یا غلطش رو نمیدونم
توی دانشگاه و بعدش محل کار یه تعداد بودن که پیشنهاد دوستی میدادند اما نیت هیچ کدومشون خوب نبود
خواستگار سنتی ام داشتم اما شرایطمون بهم نمیخورده
لیسانس دارم شاغلم پیراپزشکی خوندم
ظاهری و خانوادگی خوبم
احساس خوشبختی نمیکنم
زندگیم یکنواخت شده
همش خلا توی زندگیم هست
حالا نیاید بگید ازدواج چیه ......اینا
یعنی امثال من باید چیکار کنه منتظر باشه یکی بیاد خواستگاری
یسریا میگن خودت باید زرنگ باشی یا به اصطلاح تور کنی هیچ وقت اینجور دوس نداشتم حداقلش میدونم بلد نیستم
من تک دخترم و فرزند بزرگ خانواده نگرانی مادر و پدرم رو در مورد ازدواج و اینده ام حس میکنم دلم براشون میسوزه
احساس میکنم دیگه نمیتونم ازدواج کنم