تو جلسه تراپی میگفت عاشق شوهرم افشین بودم،هر وقت میرفت مسافرت لباسشو بغل میکردم و با دلتنگی میخوابیدم،
بعد که متوجه خیانتهاش شدم،ازش بیزار شدم،چند روز پیش دستش خورد به بدنم عقم گرفت.
بالا اوردم، رفتم حموم و تا جایی که میتونستم خودمو شستم .
مرز عشق و نفرت باریکه.