رفتیم ویلا یکی از دوستان
در اختیارمون بود راحت باشیم،حدود ۱۴ نفر
بعد این صاحب ویلا اومد،اومدیم خونه رو جمع و جور کنیم سریع حالا میاد این وضع شلخته مارو نبینه
اومدم بلند شدم خوردم به بچه دو ساله دوستم،خواستم لهش نکنم از کنارش پریدم،افتادم تو سینی و لیوانهای پر نسکافه 😭، با کله خوردم تو در ورودی
آبرو نموند واسم😶
فرداش اومد ،درو زدن،فکر کردم بچه ها تو حیاط اومدن پشت در،قبل وا کردن گفتم کسی خونه نیست،درو که باز شده بود از پایین پاش نگاه کردم اومدم بالا
دیدم بله
خود صاب خونس😐😐😐😐
وای هرچی منو میبینه میگه کسی خونه نیست و غش میکنه😏