دلم خیلی هوای گریه داره چقدر مردم ما میتونن بی رحم باشن بعد از ۱۳ سال یه کاری شروع کردم از بچه ام از همسر از پدر و مادر همه میگن نرو سرکار بشین خانه داریت کن همسری که عیدش باز بوده الان گیر میده پات بیرون بزاری من میدونم تو مگه دارم خلاف میکنم روز اول خودش اجازه داد برم حمایت کرد به جای اینکه الان حامی باشه جلوم میگیره بعد چندسال میخوام کمی خودخواه باشم ۲۹سال طبق نظر بقیه زندگی کردم هیچی گیرم نیومد الان میخوام یه قدم برای خودم بردارم گناهه
چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂
طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرشهای معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرشها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحتتر تونستم انتخاب کنم.
همسرم اعتراف کرد میترسه اینقدر قوی بشم که دخترم و همسرم ول کنم برم ولی به خدا هرچی میگم ببین من اگر زندگیم برام مهم نبود نیامدم اول تموم کارای خونه رو انجام بدم بعد برم سرکار یا وقتای که پیش توهم از خستگیام حرف نمی زنم سعی میکنم شاد باشم که تداخل ایجاد نشه بعد بهونه میاره تو قبلا کتاب نمی خوندی الان کتاب میخونی و رفتارت عوض شده (از لحاض یه ادم ساده تغییر میکنه به یه ادمی که چطور بگم با شخصیت قوی )
منم دلم گرفته الان کلا همه دلشون گرفته و ناراحتن تو این اوضاع جامعه و وضع اقتصادی جدا از این ها هممو ...
منم کارم شروع کردم که کمک خرج باشم نمی دونم چرا مردم ما به جای اینکه بیان امید بدن تشویق کنن که مثل یه بچه ۲ ساله که میخواد راه رفتن یاد بگیره میان توسری میزنن من از مردم ناراحت نمیشم ولی از نزدیکام ناراحتم انا که میبینن من دارم تلاش میکنم چرا میخوان بکشنم پایین
وای امان از این مردا برو دنبال علاقت گرچه ممکنه یه کم میونت با همسرت شکرآب بشه
نمی دونم دردش چیه میگم تو هم بیا اقا کتاب بخوان میگه نه میگم بیا باهم بریم میگه نه د لامصب منم دارم برای تو زندگیمون تلاش میکنم بهخدا فقط دارم صبوری میکنم
نمی دونم دردش چیه میگم تو هم بیا اقا کتاب بخوان میگه نه میگم بیا باهم بریم میگه نه د لامصب منم دارم ...
البته همسرتم تجربه داره و یه چیزایی دیده تو جامعه که میترسه. من خیلیا رو دیدم که بعد ازدواج خانم یا آقا یکیشون پیشرفت کرده و اون یکی جامونده و حالا این آدم پیشرفته دیگه همسرشو پسند نمیکنه! چون دیگه زبون همو نمیفهمن