من و اقایی نزدیک ٦ ماه باهمیم و مشاوره رفتیم و اختلافی با هم نداریم . اما از نظرذخانواده من بالاترم و ایشون نه خودشون نه خانوادشون خونه و ماشین و پس انداز و... ندارن. اونا اصالتا مال یه شهر دیگن اما توی شهر محل زندگی من زندگی مبکنند و مبگن ممکنه بعد ازدواج بخوایم بریم یه شهر دبگه زندگی کنیم.خانواده ها مخالفن و من به ایشون وابسته شدم ایشون هم همینطور. منطقی که فکر میکنم به نظرم باید جدا شیم اما مشکل اینه که همکار هستیم و هرروز بعد جدایی هم رو خواهیم دید و من نمیدونم میتونم فراموش کنم یا خیر....و به نظرتون چی کار کنم؟
منم دقیقا شرایط شما رو دارم با این تفاوت که الان دور هستن و حدود ۱۴۰۰ کیلومتر فاصله با هم داریم خانوادهها مخالفن بخاطر فاصله زیاد اما از هر نظر با هم تفاهم داریم