با دوتا بچه به زور به کارام میرسم
نه به خودم رسیدم
نه کافه ای
نه دور دوری
خیلی دلم میخاد خودم تنهایی برم بیرون کافه .خیابون .پیاده روی.زیر بارون یا اینکه خرید یه چیز کوچیک بچه ها خیلی دستمو گرفتن ناشکری نمیکنم چون جون منن این دوتا ولی دلمم میخاد یکم واسه خودم باشم اما نمیتونم