خواهرم ی دوست داره که خیلی صمیمی نیستن فقط قبلا توی محیط کار باهم اشنا شده بودن هر از گاهی شاید شیش ماه یبار باهم حرف میزدن یا همو میدیدن طرف شوهر و بچه داره ی روز اومده خونمون ما خونه نبودیم فقط خواهرم بوده ، ایکس باکس داداشمو داده ب بچش بازی کرده رفتنی ب خواهرم گفته تا این چند روز خونوادت مسافرتن ایکس باکسو بده دست بچم ببرم با خودم خونه دو سه روز دیگه پست میارم بعدش گفته میخوام برم عروسی چند دست لباس منو گرونم بودن با خودش برداشته برده بعد چند روز خواهرم زنگ زد گفت پس بیار هر دفعه ی بهونه میاورد رفتم مسافرت نیستم ، دادم دست خواهرم پس نیاورده و چه میدونم ایکس باکسع خراب شده دادم سر تعمیرات ، بعد یکی دوماه خواهرم زنگش زد گفت دیگه بهونه نیار پسشون بیار گفته بود این وسیله و لباسای کهنه شمارو من میخوام چیکار مگه گدام حالام دلم نمیخاد پس بدم هر غلطی دلت میخاد بکن چیکار کنیم بنظرتون چون داداشم همش گریه میکنه واسش پدرمم میگه ب دوستت بگو پس بیاره از اینورم پول ندارم بخرم بزارم سر جاش از اونورم ب بابام بگم دوستم دزد از اب درومده شر میشع واسمون چون خیلی تاکید داره با هر کسی دوست نشین چی کار کنم گرفتار شدیم بدجور