دیشب قبل آمدن جاریم حرفی زد ک ناراحت شدم با احترام پذیرایی کردم. وقتی رفتن دیگه با شوهرم حرف نزدم تا الان . اونم انکار نه انگار .چکار کنم خونه ساکت . همه بی حوصله آییم.
موضع قهر مثل همیشه برداشتن کارهای من با منظور برای خانوادش .اونم منظور منفی . من میخواستم روپوش مبل که رو نشیمن گاهشه برندارم برداشت گفت چطور برای بقیع برمیداری بااینکه من برای هیچکس مگه غریبه برمیدارم