هیچوقت دلیله اصلیشو نفهمیدم. اون خیانت کردبخشیدمش، نجاتش دادم بارها از دست آدمای بد و کارای اشتباه، قسم های دروغشو بخشیدم. تو شرایط سخت زندگیش تنها نزاشتمش، باعث شدم پیشرفت بکنه و مسیر آیندشو یه جورایی واسش باز کردم و ..
اما خب ولم کرد دیگه. من یه تایمی بد شده بودم حرف بد میزدم یا نادیدش میگرفتم و .. اما باعثه اینا خودش بود و تمامه اونکارهای اشتباهش، اما چندین ماهه به هرشکلی که تونستم پشیمونیمو بهش نشون دادم ولی اون اصلا کاملا تبدیل شد به یه آدمه دیگه و حالش خیلی خوبه خوشه. سیگاری شد مشروب خور شد رفیقای پسر و مرد زیادی داره، خاستگار داره ک تفاوت سنیشون زیاده و ..
من خیلی زیاد بهش فرصت قبلا اما اون حتی یک فرصت بهم نداد.
متأسفانه من تمامه خودمو و همه چیمو خرجه اون شخص کردم و دیگ نمیتونم اینطوری کسیو بخوام. اون هم از ی تایمی به بعد دقیقا شد همون کسی که من همیشه میخواستم و خب احتمالا همه چیش تظاهر بود و نقش بازی کردن و .. که همین باعث شد به شدت وابستش بشم و الان دیگ نتونم هیچکسیو بخوام