عید امسال روز دوم یا سوم کلا سیاه پوشیدم چون مانتوم سیاع بود برگشت بهم گفت اینجا مجلس عزا نیس ها سیاه پوشیدی اومدی بعدش عصر شالم رو عوض کردم رفتم خونشون پسرش گفت که عع شالتو عوض کردی خالم گفت اونجوری ادم رو دعوا میکنن تا سیاه نپوشه دیگه بعدش خندیدن با پسرش