والا برادر شوهر من تا مرحله تعیین مهریه پیش رفت و آخر همون شب که رسیدیم خونه کلا پشیمون شد و همچنان خانواده اون دختره منتظر بودن آقا بره برای انجام آزمایشات. حتی مادر شوهرمم زنگشون نزد بهشون خبر بده. بعد کسی که واسطه شده بود رفته بود خبر داده باش.
همون برادر شوهرم باز رفت خواستگاری یکی دیگه و نامزذ کردن و خرید لباس هم انجام دادن.بعدش یهو پشیمون شد و زد زیرش. مادر شوهرم اصلا یه زنگ به خانواده دختره نزد که یه معذرت خواهی کنه. من جای مادر شوهرم شرمنده اون خانواد شدم