روزی که بچه بودم هیچ کس باهام بازی نکرد روزی که برام دوچرخه نخریدن روزی که تن فروشی مادرمو دیدم روزی که ۷ سالم بود توحیاط بیمارستان خوابیدم چون پدرم مریض بود روزی که معلم اولم میخاستم چشمامو درباره چون بلد نبودم درس بخونم روزی که باتمام سختی درس خوندم که پلیس شم نشدم روزی که دادشم منو فاحشه خواند ومنو به دادگاه کشوند روزی که نامزد شدم کس وکاری نداشتم روزی که شوهرم بهم دروغ گفت روزی که پدرشوهرم قبر پدرمو فش داد وروزی که کتک خوردم ازشوهرم چه تلخ میگذرد برمن😔😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭