ما توی فامیل مون همزمان ب فاصله ی خ کوتاه چند تا زن جوون بودیم ک همسرمون فوت کردن ی گروه تشکیل داده بودیم همش دور هم گریه زاری میکردیم از درد و دل تنهایی هامون میگفتیم اصلا فکر نمیکردیم ک بعد همسرمون زنده بمونیم خ سخت بهمون گذشت چون سن همه مون کم بود ولی خدا صبرش رو بهمون داد همگی ازدواج کردیم غیر از یه نفر ک اونم زیادی دختر آزادی هست متاهل و مجرد بودن براش فرقی نداره
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
عزییییزم توی بد شرایطی همسرتون فوت شدن من همش نگران اینم مبادا ازدواج دومم راضی نباشم. اصلا نمیتون ...
شما چند سال با همسرتون زندگی کردید ؟؟؟اتفاقا اینو ب عنوان ی نفر ک شرایط شما رو گذرونده بهتون میگم شما ی بار ازدواج کردی و همسرتون فوت شده یه تجربه از زندگی زناشویی داری توی زندگی با همسر خدابیامرزتون خیلی چیزا باب میلتون بوده خ چیزا نبوده خ چیز ها رو کم داشتی یا نداشتی موقعی ک میخای دوباره ازدواج کنی خ بیشتر مثلا ب کمبود های قبل توجه میکنی خ چیز ها رو بهتر میفهمی و نسنجیده وارد ی رابطه ی دیگه نمیشی نمیدونم متوجه منظورم میشی یا ن
شما چند سال با همسرتون زندگی کردید ؟؟؟اتفاقا اینو ب عنوان ی نفر ک شرایط شما رو گذرونده بهتون میگم شم ...
ما پنج سال زندگی کردیم
متوجه حرفاتون میشم. منظورم اینه که هم همسرم هم خانوادش خیلی خوب بودن. اینقدر که انتظارات من از زندگی مشترک خیلی بالاتر رفته. همش میگم هیچ ازدواجی در حد و اندازه ازدواج قبلیم نخواهم داشت و همین هم منو نسبت به ازدواج دلسرد میکنه
قدردان روزهای سخت باش! روزهایی که تو را با خود قوی ترت آشنا کرد.
چقدر طول کشید تا دوباره بتونی به ازدواج فکر کنی. یعنی شور و شوق ازدواج داشته باشی
من ک هیچوقت فکرشو نمیکردم دوباره بتونم ازدواج کنم ولی یکم ک زمان بگذره خودت احساس تنهایی میکنی میفهمی ک الان دلت میخواست یکی کنارت بود بنظر من تا کسی نیاد توی زندگیت هنوز توی غم از دست رفتن همسر سابق تون می مونید
ما پنج سال زندگی کردیم متوجه حرفاتون میشم. منظورم اینه که هم همسرم هم خانوادش خیلی خوب بودن. اینقدر ...
خب طبیعیه همسر من هم فامیل درجه یکم بود اونو خدای خودم میدونستم جدای از خانواده اش ک اذیتم میکردن خودش رو با تمام چیزهایی ک داشت و نداشت دوست داشتم فک میکردم هیچکس مثل اون نیست ولی خداروشکر الان ک ازدواج مجدد کردم تازه دارم طعم آرامش رو میچشم تازه میفهمم زندگی چیه احترام گذاشتن ب همسر چیه
یعنی بعد از ازدواج دیگه به همسر سابقتون فکر نمیکردید؟ یه سوال دیگه، چقد زندگی الان و قبلیتون رو با ...
خیلی کم پیش میاد بهش فکر کنم یعنی بلکه چیزی بشه ی اتفاقی بیفته ک یاد خاطرات اون بیفتم اونم فقط بخاطر وجود بچمه ک هنوز با خانواده پدری اش در ارتباط هستم ..
اون اوایل چرا احساس گناه داشتم ولی الان نه یکی از اعضای خانواده ام فوت کرده هروقت برای اون فاتحه و قرآن میخونم اون و هم یاد میکنم شرط ازدواجم با همسرم هم این بود هروقت خواستم منو ببره سر خاکش ولی اصلا بعد ازدواجم پیش نیومد ک بخام برم