قبلا ک میشنیدم کسی کسی رو میکشته میگفتم چطور ی ادم میتونه کسی رو بکشه ولی الان نسبت ب مستاجری ک خونمونو خالی نمیکنه و بابایی ک از راه قانونی پیش نمیره و میگه صبر کنید خودش بیرون میشه انقد خشم تو سینمه ک الان دستم بهش میرسید بی شک میکشتم انقد با اجر نیزدم تو سرش ک مغزش بپاشه رو در و دیوار بعد بلکه یک دردصد دلم خنک میشد