یک سال نیم یجا کار میکردم گفتم دستشو بگیرم بردم پیش خودم سه روز نگذشته صابکارم زنگ زد گفت دیگه نیا
منی که مغازه رو یه هفته یه هفته تنها میسپارد دست خودم و میرفت شهرستان
نفرینش نمیکنم
فقط به صابکارم گفتم ما نون نمک خورده بودیم این رسمش نبود گفت نه تو مغازه فروشنده زیاد شده
منه یک سال و نیمه رو گفت دیگه نرم دوست سه روزمو که خودم کارو نشونش دادم ونگه داست😂پشت دستمو و داغ کردم این تنها رفیقم بود که گزاشت تو کاسه ام دیگه هیچ دوستی ندارم و خدانکنه داشته باشم
ادم بدجنس