2777
2789
عنوان

درد دل کنیم

45 بازدید | 2 پست

خانواده شوهر یک جور اذیت می‌کنن. امشبم خونه مامانم اینا نشسته بودیم ابجیم شروع کرد اولش به خنده منم می‌خندیدم که .....وای یادش بخیر. مهمان می‌آمد من فقط پذیرایی میکردم تو نمی‌کردی هرکی ام می‌آمد تو نمیامدی چون تو باهمه مشکل داشتی...دیگه ناراحت شدم بهش گفتم چی میگی . رفتم تو خودم . ابجیم کوچیکتره . حالا جالبه این ابجیم احساسی نیست من و دوستام میگن تو خیلی مهربونی . دیگه شوهرشم می‌خندید اره بلد نیست کار کنه و فلان و‌بهمان. .... خیلی دلم گرفت نگا توروخدا هرکار می‌کنه تعریف می‌کنه من اصلا بلد نیستم تعریف کنم کارمو انجام میدم میگم لازم نیست کسی بفهمه . یک مدته همش الکی از دستم ناراحت میشن من انجام نمیدم کاری حرفی اشتباهی ولی گردن من میتوفته

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108