من قبل ازدواج خیلی مخالف بودم
یعنی خیلی همسرم و اذیت کردم سه سال رفت و آمد تا قبول کردم دقیقاً همین فکر و داشتم که یکی و میخوام که عاشقش بشم ...... نشدم ازدواج نمیکنم سرم به کار و درس گرم بود .....
اما خداروشکر که خدا راه درست و بهم نشون داد با اینکه بهای گنده ای براش دادم اما فهمیدم داشتن ثبات و آرامش قشنگ ترین چیز تو زندگی متاهلی....
من بیست و نه سالگی ازدواج کردم الان سی و یک سالمه
حدودا سه ساله