2821
2789
عنوان

استرسی شدم

51 بازدید | 9 پست

من ب یکی از فامیلامون ک خیلی باهاش دوستم داستان رابطه هم یعنی با ی پسر تعریف کردم رابطه مثلا دوستانه یا رل البته مجازی اونم گف  ولی فک میکنم دروغ میگ دیروز ک مامانم خونشون بوده برا پسرش از ابجی کوچیکترم خواستگاری کرده با اینک من بزرگم من مشکلی ندارم ولی خو میترسم بره ب همه بگه 

قوم ما خیلی مشکل دارن با این قضیه واقعن پشیمونم خودش میگ مطمعن باش من نمیگم ولی خب چطور؟؟؟

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

چجوری اخه همچین کاری کردی؟😑 توی این بحثا به خواهرتم به زور اعتماد کن چه برسه فامیل!!!!

خاهر مادرم میدونن

میگ ب کسی نمیگم خیلی باهاش صمیمی ام ی روز اومده بود خونمون خونهمون نامرتب بود مامانس گف ب مامانم ولی اون میگف ن تمیز بود اینا

خیلی استرس دارم چند وقت پیش ازش پرسیدم گف اصن یادم نیس ولی چیکا کنم

نمیگه چیزی دیگه فک کنم 

بلاخره آدم باید یکم‌ وجدانم داشته باشه

ارغوان‌؛شاخه‌ی‌ همخونِ‌ جدا‌مانده‌ی‌ من‌ . .آسمان‌ تو‌ 
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز