مایکم وسایل داشتیم برافروش بعدشوهرم باداییم میانه خوبی نداره داییم هم ازمن خواست منم ازشوهرم پنهون بهش فروختم حالا فهمیده زنگ زده به مادر وداییم هرچی ازدهنش دراومده گفته وگفته وسایلام پس بدین مادرم هم هرچی ازدهنش دراومد به شوهرم گفت ودعوای بدی شد😭😭😭😭اونقدرگریه کردم چشمام میسوزه منم هرچی ازدهنم دراومد به شوهرم گفتم اونم حسابی کتکم زد😭