بچه خواهرم نمیرف خونشون
خواهرمم عصبانی شد بچه رو گرف زد کشید ببرش
اونم هی گریه میکرد . منم جونم به این بچه وصله
نفمیدم رفتم محکم زدم تو کمر اجیم😳
دردش اومد نشست گریه کرد😐
الان عذاب وجدان دارم اشکش دراومد دردش گرف
یه دو دیقه بعدش
چایی اوردیم خودم خودش خوردیم یکم حرف زدیم و رفتن
الان ناراحتم 😬حس میکنم همه اذیت میکنم خدا بهم پشت کرده
خیلی دوس دارم بدونم پیش خدا ادم بدیم یا خوب😐