سلام
من از یه دختر خوشحال و آروم تبدیل شدم به یه دختر افسرده و آروم که اغلب اوقات تو خودشه حسه پشیمونی داره راه حلی برا خودش نداره
بدترین روزای زندگیمو دارم میگذرونم نمیدونم کی قراره تموم شه
قلبم داره سنگینی میکنه
تو خانواده هیشکی درکم نمیکنه
مادرمم که بگم همون لحظه ابراز احساسات میکنه فرداش تقی به توقی بخوره فوری به روم میاره
پریروز که دانشگاه بودم بخاطر سرما خوردگی یکم حالم بد شد اومدم خونه شب مجبور شدیم بریم دکتر بابام برد البته
فرداش که بدن درد داشتم نتونستم زیاد تو کار خونه کمکش کنم امروز که یکم حالم بهتر شده بود هرجور خواست باهام حرف زد حتی بهم گف از بی لیاقتی میری میمونی دانشگاه که کار خونه نکنی پریروزم برا همین مریض شدی کلاس نداشتی الکی رفتی دانشگاه و فلان فقط دوس داره بشینه یکی براش کار کنه همه جارم جلا بده
از همه بیزارم دیگ
حتی یه نفرم تو زندگیم نیست که دلم به دوست داشتنش خوش باشه
اعتماد به نفسمم از دست دادم
حس میکنم هیشکی ازم خوشش نمیاد
حس میکنم زشتم از همه پایین ترم بلد نیستم چجوری رفتار کنم
واقعا دارم نابود میشم....