ازمادرم بیزارم خیلی زیاد من وبرادرم کنکور دادیم امسال .
بعد رتبه هامون نزدیک هم من پرستاری قبول شدم برادرم قبول نشد یه رشته علوم پایه قبول شده بعد مادر کثافطم میگه بدبختش کردی ، درحالیکه من بدبخت تو زیر زمین بودم وانقدر سروصدا وشلوغی بود که خدابهم رحم کرد الان پرستاری قبول شدم تواون سروصدانمیتونستم عین ادم درس بخونم ولی برادرم گذاشتنش تویه اتاق ساکت ، گناه من چیه ؟؟؟؟؟؟؟ کاش بمیرم ، الانم خیلی ناراحتم ازاد اوردم اصلا دوست ندارم برم دانشگاه ازاد ، برای ارامشم یه صلوات بفرستید 😌