سلام دوستان شوهرم یه دوستی داره که با هم دیگه رفت و آمد داریم بعد چند وقت پیش واسه یه کاری که تو بانک داشتیم این آقا اونجا آشنا داشت همسرم شماره منو داده بود که مشکل مون رو حل کنه از اون روز زنگ میزد و پیشنهاد دوستی میداد من اول توجه نکردم البته مستقیم نمیگفت یه حرفایی میزد که متوجه میشدم بعدش من شماره این آقا رو گذاشتم تو لیست رد تماس همسرمم خیلی بهش اعتماد داره نمیتونم چیزی بهش بگم بعد ما هفته پیش خونشون بودیم یه چندباری به همسرم میگفت دیگه نمیاین خونه ما منم همیشه بهونه میاوردم که نریم اون روز رفتیم فرداش زنگ زد بایه شماره دیگه چندبار اولش جواب ندادم بعدش گوشیو برداشتم ببینم چی میگه سلام و احوال پرسی کرد و اینا بعدش برگشت گفت با هم دوست بشیم همه الان یه دوست دارن منم ازت خوشم میاد نمیخوام رفت و آمدمون قطع بشه گفتم آقا فلانی اگه قراره رفت و آمدمون به خاطر دوست نشدن من با شما قطع بشه همون بهتر که رفت و آمد نکنیم
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چه عجیب هنوز هم میخوای رفت آمد داشته باشی من که شماره هارو به شوهرم میدادم میگفتم مزاحمه نمیدونم کیه فقط ارومش میکردم که شر زیاد به پا نشه این آشغالا معلوم نیست دوستی دوستی زندگی چند نفر رو ریدم توش اسم رفاقت هم خراب کردن
چیکار کنم دست از سرم برداره هیچ کسم نفهمه بعد برگشته میگه شوهر خودتم بیرون میره واسه کثافت کاری گفتم شوهر من نمیره مطمئنم ازش الان همه یه نفرو دارن تو دستشون گفتم من همه نیستم و گوشیو قطع کردم