کات کردیم
همو دوس داریمااا ولی غرور نمیذاره
چن ماهه از هم بیخبریم
وقتی منو میبینه رنگش میپره
پسر خالمه
سر خانواده هامون کات شد
رسما دارم میمیرم
انگار یکی بهم میگه دوباره منو اون باهم میشیم
نمیدونم دیگه
واقعا هیچکسو ندارم حرفامو بگم اومدم اینجا خودمو خالی کنم
۱۸سالمه دوازدهمم حتی امروز حال نداشتم برم مدرسه
شب با فکرش میخوابم صبح از فکرش بیدار میشم
۴ماه اولش اصلا برام مهم نبود ولی یه ماهه دارم میمیرم