2777
2789
عنوان

بیاید حرف بزنیم فکرم ناراحته

78 بازدید | 10 پست

خواهرم مهندسی قبول شده نزدیک خونه ما تو شهرک هست چون شوهرم محل کارش از اونور رد میشه فکر بدی دارم ک مثلا ببینتش یا برسونتش اگر خواهرم بخواد

 هنوز خواهرم ثبت‌نام نکرده ولی من از حالا حس خوبی ندارم چون شوهرم محل کارش از اونور بغل دانشگاه هست رد میشه 

هم اینکه خواهرم ممکن بیاد پیشم گاهی وقتا بیاد خونمون ک مثلا برگشتنه با شوهرم بره

به شوهرم شک ندارم اما خواهرم تاحالا دوبار با پسر دیدنش نزدیک محل کارش بازم آدم نشده با اینکه پدر مادرم خیلی از اون جریان های ک داشته ناراحت بودن 

اما منم از حالا حس خوبی ندارم میخواد دانشگاه اونم سمت ما هست بیاد هم اینکه میخواد بیاد خونمون گاهی وقتا خواهرم ی اخلاقی بدی داره خیلی 

اهل 

پسر بازیه

حق دارم ناراحت باشم خودتونو جای من بزارید 

بنظرتون چکار کنم نمیتونم هضم کنم فکرش ناراحتم میکنه 

به نظرم که خیلی فکرت اشتباهه

با پسر بگرده طبیعت و غریزه آدمه اما مگه هرزه اس که چشمش دنبال شوهرخواهرش باشه؟

چه می دونم فدای سرم که خراب کردم منم بار اولمه که دارم زندگی می کنم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

به نظرم که خیلی فکرت اشتباهه با پسر بگرده طبیعت و غریزه آدمه اما مگه هرزه اس که چشمش دنبال شوهرخواه ...

خیلی چند روزه اعصاب روانم داغونه از فکرم بیرون نمیره همش فکرم درگیره خیلی عصبیم 

نه بخاطر اینکه رابطه پیدا کنم از این شوهرم از اونور رد میشه اینو ببینه ببرتش دانشگاه از خونه یا خونمون بیاد گاهی وقتا 

خیلی چند روزه اعصاب روانم داغونه از فکرم بیرون نمیره همش فکرم درگیره خیلی عصبیم  نه بخاطر اینک ...

درباره خواهرت فکر بد نکن

چه می دونم فدای سرم که خراب کردم منم بار اولمه که دارم زندگی می کنم
با پسر دوست بودن    فرق داره با اینکه با شوهر خواهرت دوست بشی   این فکرا چیه  سر ...

خیلی چند روزه اعصاب روانم داغونه از فکرم بیرون نمیره همش فکرم درگیره خیلی عصبیم 


نه بخاطر اینکه رابطه پیدا کنم از این شوهرم از اونور رد میشه اینو ببینه ببرتش دانشگاه از خونه یا خونمون بیاد گاهی وقتا 


خیلی چند روزه اعصاب روانم داغونه از فکرم بیرون نمیره همش فکرم درگیره خیلی عصبیم  نه بخاطر ا ...

در نهایت دیدی اینجوری داره میشه  همش بیاد خونتون یا انتظار داشته باشه برسونیش اینچیزا   میپیچونیش دیگه  کاری نداره بهانه میاری براش   البته برام غیر عادیه  چون اگر خواهر من بود از خدام بود بیاد  اما شاید شما مشکل دارید چی بگم

در نهایت دیدی اینجوری داره میشه  همش بیاد خونتون یا انتظار داشته باشه برسونیش اینچیزا  &nb ...

یعنی فکر بد نکنم میخواما

مثلا به این فکر میکنم تو راه باهم حرف بزنن بدم میاد 

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز