بی خیال من با مامنم 40 سال اختلاف سنی دشتیم
همش جنگ و دوا بود
میخواست بیاد مدرسه جلو همه خجالت می کشیدم همه مامانا خوشگل و جوون
اخرش هم من تو 20 سالگی شدم مسول مراقبت و دکتر بردن و این داستاانا هیچی از جونیم نفهمیدم روسیم پیرو از کار افتاده بود با لباس عروس باید مراقب می بودم این زمین نخور
انقدر خودخواهانه به همه چی نگاه نکنین از نگاه اون بچه هم ببینین
سرتو با یه چیز دیگه گرم کن
برو کلاس از آزادایت لذت ببر