2777
2789
عنوان

دوروزه اومدم سر خونه زندگیم

161 بازدید | 6 پست

سلام شبتون بخیر ،من بعد یک سال عقد تازه دو سه روزه اومدم سر زندگیم

یه مادرشوهر دارم زن خوب و مهربونیه ‌خیر خواه و شاد خونه هامون  چند تا خونه فاصله اس

ی برادر شوهر دارم

پدر شوهرم سیزده ساله که مرده

شوهرم سی و سع سالشه

امشب داشتیم وسیله میچیدیم یهو شوهرم برگشت گفت اخر شب ی سر بریم پیش مامانم اینا ی چایی بخوریم برگردیم

من گفتم نه

ناراحت شد ازم

اومدیم بیرون دور بزنیم

گفت من دلم پرواز گرفته بود مامانمو ببینم تو نزاشتی

البته با حالت مظلوم و با ناز بچگانه گفت 

ن خشن

من چکار کنم با این طرض فکرش

چطور برخورد کنم

خواهرانه راهنماییم کنید لطفا

بگو فرداشب شام میریم که بیشتر مامانتو ببینی.

عزیزم میتونست خودش تنها هم بره اما وقتی بهتون احترام گذاشت، بهتره شما هم یه کاری کنی خوشحال بشه. این کاری که گفتم بنظرم بهترینه

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

از این چیزا اوایل زیاد پیش میاد و معمولا هم سرش بحث پیش میاد

دو طرف حساسن به خوانواده هاشون

یه جورایی حساب کتاب دارن که یه بار رفتیم خونه مامان من دوبار خونه مامان اون و ...

بعد چند سال همه چیز عوض میشه شاید حتی بعد ها این شما باشی که به همسرت بگی نمیخوای بری به مادرت یه سر بزنی!!

اگر میتونی رو اینچیزا حساس نباشی که خیلی خوبه زندگیتون تو آرامش پیش بره اگرم نه که به هر حال میگذره 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز