دیدی یه وقتایی برنج توی سطل برنج تموم میشه
نونِ توی فریزر تموم میشه
تخم مرغ توی جای تخم مرغی تموم میشه
من عادتمه تا تموم شدن وقتی که به تهش رسیده و نهایت برای یک وعده میشه میگم تموم شد و بخرید پُرش کنم
من حتی وقتایی که ناراحت میشم هم همینطورم تا ثانیه آخر سعی میکنم محکم وایستم و گریه نمیکنم وقتی که زورم رو زدمو بازم ناراحت موندم وقتی تنهای تنها شدم گریه میکنم اونم بی صدا!
من سعی میکنم تا لحظه آخر نگاهمو علاقمو نگهدارم حفظ کنم و هیچی نگم که چقدر دلم شکسته و احساسم داره تَه میکشه
وقتی فقط قَدِ یه وعده مونده به حرف میام و میگم تموم شده پُرش کنید
و فقط یک یا دو بار میگم بعدش دیگه عادت ندارم تکرار کنم حالا چه سطل برنج باشه چه عیارِ علاقم بهت!
بعدش دیگه میشه بدون اونم عادت کردو موند به همین سادگی