امروز میخواستیم همو ببینیم و نتایج دانشگاه منم اومد رشته ای که دوست داشتم قبول شدم و یه رشته دیگه بعد چند بار بهش گفته بودم حقوق دوست دارم امروز گفت تو که شیمی دوست داشتی و کلا هرچی که بهش تا الان از علایقم گفته بودم سر رشتم رو برعکس جواب میداد
منم چیزی نگفتم گفت امروز جشن بگیریم و از این حرفا منم گفتم اوکیه بعد الان بهم گفته تو ساعت پنج بیا رباط کریم از اونجا بریم مام خونمون تهرانه..