داداشم کارگر و ۳۵ سالش
زن داداشم ۳۰ سالش
سه تا هم بچه دارن داداشم افسردگی داره بخاطر ضربه مالی که ۴ سال پیش خورده
وضع مالی خوبی اصلا ندارن …
داداشم اصلا اخلاقش خوب نیست مثلا حتی بچش رو ادب نمیکنه بنشونه سر درس و مشق و توی سن بلوغه براش وقت نمیذاره به حرفای زن داداشم اهمیت نمیده و….
زن داداشام ی تیکه ماه
امشب داشت میگفت دیروز داشنم سه ساعت گریه میکردم برای بدبختی هام و اینده بچه ها و جدیدا داداشت ترامادول میخوره
هر وفت درد دل میکنه کل زندگیم سیاه میشه توی دلم میگم مگه من میتونم چیکار کنم چرا اینقدر حالم بد میشه سر نوشت ادما ر که نمیتونم تغییر بدم
تنها کمکی که میتونم بکنم اینکه تقریبا هفته ای صد دارم میدم به بچه ها ب زن داداشمم که مریض اخرین بار مثلا سه میلیون پول دادم هر وفت میدم هزار هم پس نمیگیرم
چیکار کنم امشبم که حرف زد کل فکرم شد منفی میترسم بلایی سر زندداداشم یادداداشم بیاد یا نگران اینده بچه هام شوهرم همش میگه چرا توی خودتی
۲۴ سالم بچه ندارم خودم