من یکساله یه دختر خانمی رو میشناسم. البته تو ماه سوم بهشون گل و نقاشی چهره شون رو دادم توی پوشه. ناراحت هم نشدن. ایشون کرد هستن و منم ترک.من یک ماه بعدش طرفای عید (ماه چهارم) خواستم قبل از رفتن به شهرستانشون بهشون یه هدیه ای بدم. گفتم ولی قبول نکردن. نمیخواستم بهشون بگم. علتش رو خیلی پرسید، منم از قرطی بازی و قایم موشک بازی خوشم نمیاد. میخواستم موقع دادن هدیه بگم که دوسشون دارم، اما هدیه رو گفت نه و بعدشم با کلی اصرار که دلیلش چیه، باز نتونستم بگم دوستون دارم. گفتم خاطرتون واسم عزیزه. گفتن ارتباط رو در حد همکلاسی نگه دارین. بعد اون منو از اینستاشون ریمو کردن ولی تو قسمت چت اینستا مونده بودن و من از اونجا واسشون پست میفرستم. ایشون فقط دوتا پست فرستاده بودن که یکیش مال ماه های اول بود و آخری هم دوهفته پیش. بعد اون قضیه من تو تلگرام دیگه واسشون آهنگ نفرستادم. دلیل های مسخره ای هستن😒😒😒اما چون دوسشون دارم، میخوام با اینا خودم رو توجیه کنم و امیدی داشته باشم.
شایدم یه نشونه ای باشه و من متوجه نباشم. نمیدونم.
بعد امتحانات و یک ماه بعدش توی تابستون بهم پیام دادن و حالم رو پرسیدن. من همیشه بهشون هرچی میفرستم ۱۲ ساعت بعد سین میکنن، اما اون روز ساعت ۱۱ شب پیام داده بودن و من سر کار بودم و تا برسم خونه و یه آبی به سر و صورتم بزنم، شد یک و نیم که جواب احوال پریشون رو دادم و تشکر کردم. چون خودشون پیام داده بودن و من جواب دادم زیر ۱۰ ثانیه سین کردن. خلاصه.الان ۸ روز بعد تولدشه. من از ۹ ماه قبل ، از وقتی که تاریخ تولدشون رو بهم گفتن، رفتم یه کادویی واسشون خریدم که خیلی دوسش دارم. اما فقط یکی مونده بود. ولی ایشون رو خیلی خیلی بیشتر از این کادویی که خریدم دوسشون دارم. واسه همین بدون هیچ چشم داشتی میخوام اینو بهشون بدم با یه سبد گل بزرگ. اما قبلش بهشون میگم و قرار میزارم. چون شاید منو با جوابشون خردم کنن. من بهم چند نفری پیشنهاد دادن، اما من دلم با ایشونه. اون احساسی که من به این دختر خانم دارم، توی هیچ کسی نمیتونم پیدا کنم. من این دختر خانم رو از صمیم قلبم، از ته دلم دوسشون دارم. به آهنگ هایی که میفرستن همیشه گوش میکنم، صبح بعد بیدار شدن به عکس هاشون نگاه میکنم، چشمم رو که باز میکنم، اتوماتیک به یادم میفتن. در طول روز همش توی فکرم هستن. شب هم موقع خواب به عکساشون نگاه میکنم.من یک ساله صبح و شب به یادشون هستم. پدر و مادرشون رو هم عین پدر و مادرشون رو هم عین پدر و مادر خودم دوسشون دارم. من قصد دیگه جز دوست داشتن ایشون ندارم. میخوام در طول این دو سه سال بشناسمشون برای ازدواج. من خودم هم مشکلی ندارم. قدم بلنده، خوش چهره هستم، چهارشونه هستم، سیگاری نیستم، دستم تو جیب خودمه، بیمه هستم، برای پیشرفت کاری و درسیم تلاش میکنم، نوازنده هستم، اخلاقم خوبه. نمیدونم چرا باید به جایی برسم که الان اینجا حرف دلم رو بنویسم. بعد این همه حرف به نظرتون بهش بگم واسش کادو خریدم و میخوام بدم؟ من میخوام بهش کادو بدم، محبت کنم، دوسش داشته باشم. و این رو با کارهام بگم بهش. خیلی دوست دارم بهش بگم اما شاید خرد بشم.