2777
2789

شماهم بعد از بی حسی تا حدودی متوجه کارهاییکه دکتر انجام میداد میشدین؟

فقط 6 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
اَلّهُمّ عَجّل لِوَلیکَ الفَرَج

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

اره. درد حس نمیکردم ولی تکون و فشار حس میکردم. اذیت نبودم اصلا 

من سوزش رد چاقورو هم حس کردم و تا حدودی دردم میومد

فقط 6 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
اَلّهُمّ عَجّل لِوَلیکَ الفَرَج

من فشارم رفته بود بالا چشمام هیچی نمی‌دید تو حالت بیهوشی بودم 

هیچی نفهمیدم 

 کاربران محترم:زمانی که تاپیک میزنم یعنی انتظار هر نوع اظهار نظری را دارم ،پس مشکلی با انتقادشما ندارم در صورتی که ادب کلامتون در تاپیکم رعایت بشه . ،،،،اما زمانی  که در تاپیک کاربران دیگه اظهار نظر دارم هرچند که تبادل نظر هست ، پاسخی که میذارم برای استارتر اون تاپیک هست اگر از کامنتم خوشتون اومد و ریپلای کردین خوشحال میشم اما اگر مطابق میلتون نبود لطف کنید بگذرید  چون چیزی که من کامنت گذاشتم دیدگاه من بوده و نسبت به منطق خودم پاسخ دادم پس تنها استارتر اون تاپیک حق انتقاد از کامنتم را دارند  در صورتی که صحبتم تضاد داشته باشد با عنوانشون اگر پاسخی از جانب من دریافت نکردین  دلیل بر این نیست که حق با شماست                                       ممنون از فهم و شعور شما 🤍
من سر نشدم و پاهامو تکون میدادم، بیهوشم کردن

زایمان قبلیم چیزی متوجه نشدم چون به محض اینکه بیحسم کردن و خوابوندنم رو تخت خودم از هوش رفتم

فقط 6 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
اَلّهُمّ عَجّل لِوَلیکَ الفَرَج
من فشارم رفته بود بالا چشمام هیچی نمی‌دید تو حالت بیهوشی بودم  هیچی نفهمیدم

الهی

خیلی سخته واقعا سزارین

من که خیلی اذیت شدم

فقط 6 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
اَلّهُمّ عَجّل لِوَلیکَ الفَرَج

کاملامتوجه بودم فقط دردنمیگرفت....اصلایه حس عجیبی بود به قول شما حتی تیزی چاقو رو حس میکردم ولی دردنداشتم....

الانم یه سزارینم ۵سال گذشته یکیش دوسالونیم....ولی دستم بجای عمل همون جای بخیه بخوره یه حس بدی داره یه جوریه انگار اصلابه هبچ عنوان حاظرنیستم به اون نقطه دست بزنم...

دوستان کاربری دست دوتاخواهره یه متاهل ودارای دوفرزند یکی مجرد.....
الهی خیلی سخته واقعا سزارین من که خیلی اذیت شدم



اره عزیزم کلا زایمان سخته ولی خدا بداد طبیعی ها برسه 

ک هم درد قبلشو دارن هم بعد 

 کاربران محترم:زمانی که تاپیک میزنم یعنی انتظار هر نوع اظهار نظری را دارم ،پس مشکلی با انتقادشما ندارم در صورتی که ادب کلامتون در تاپیکم رعایت بشه . ،،،،اما زمانی  که در تاپیک کاربران دیگه اظهار نظر دارم هرچند که تبادل نظر هست ، پاسخی که میذارم برای استارتر اون تاپیک هست اگر از کامنتم خوشتون اومد و ریپلای کردین خوشحال میشم اما اگر مطابق میلتون نبود لطف کنید بگذرید  چون چیزی که من کامنت گذاشتم دیدگاه من بوده و نسبت به منطق خودم پاسخ دادم پس تنها استارتر اون تاپیک حق انتقاد از کامنتم را دارند  در صورتی که صحبتم تضاد داشته باشد با عنوانشون اگر پاسخی از جانب من دریافت نکردین  دلیل بر این نیست که حق با شماست                                       ممنون از فهم و شعور شما 🤍
الهی خیلی سخته واقعا سزارین من که خیلی اذیت شدم

عزیزم...

واسه من خیلی راحت بود...اولیو اصلا عین خیالم نبود....

دومی خونه خودم بدون کمک بودم یه دختر دوسالونیم داشتم باپسرم که دنیاآومده بود زرد بود مهتابی آوردیم توخونه زیرمهتابی بودپسرم...خودمم واسه سزارینم اذیت نشدم کارای خونه و بچهارو انجام میدادم ولی دوتا مشکل که ازعوارض بود دچارشدم یکیش آمبولی ریه نفس تنگیشدید داشتم قدم ب قدم باید وای میسادم نفسم بالابیاد...یکی هم گرفتگی رگ پام تا ۴روز بالا قسمت ممنوعه انگار حس میکردم رگی چیزیگرفته نمیتونستم پاهاموکامل تکون بدم اون ناحیه دردمیگرفت درحدی بود که بک روز فک کردم کلافلج شدم اینقدردداد زدم گریه کردم زنگ مامانم زدم که من فلج شدم چیکارکنم دیگه سوهرم بادوتابچه ولم میکنه  آواره شدم بادوتابچه فلج شدم🤣

البته این حس فلجیم فقط واسه چن دیقه بودا از اون لحظه بس تلاش کرد پامو تکون بدم و بالاخره موفق شدم یه صدای تق داد همون ناحیه دیگه کلا خوب خوب شدم ولی دردعمل اصلا نکشیدم...

دوستان کاربری دست دوتاخواهره یه متاهل ودارای دوفرزند یکی مجرد.....
من سر نشدم و پاهامو تکون میدادم، بیهوشم کردن

منم نمیشدم سزارین اولم اورژانسی شد درحال زایمان طبیعی بودم..ولی بچم نفسش رفت و اورژانسی سزارین شدم... سه بار من سوزن بی حسی بهم زدن میخوابیدم روتخت مثه مار ازدرد میپیچیدم به خودم دوباره بی حسی میزدن...تا بعد ۳امین سوزن بی حس شدم...هیچ وقتم حاظر نیستم طبعی زایمان کنم تازه رحمم دوسانت بیشتر بازنبود اون همهههه دردکشیدم دکترا میگفتن باید بشی ۸سانت و الان درمقابل ۸هیچ دردی نداری...مثه سگ میترسیدم میگفتم قراره چه دردی بکشم بعدم باذوق رفتم اتاق عمل ...کیسه آبم ۱۸ساعت بود پاره شده بود زایمانم طول کشید بچم نفسش داشت قطع میشد دیگه سزارینم کردن

دوستان کاربری دست دوتاخواهره یه متاهل ودارای دوفرزند یکی مجرد.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792