عزیزم...
واسه من خیلی راحت بود...اولیو اصلا عین خیالم نبود....
دومی خونه خودم بدون کمک بودم یه دختر دوسالونیم داشتم باپسرم که دنیاآومده بود زرد بود مهتابی آوردیم توخونه زیرمهتابی بودپسرم...خودمم واسه سزارینم اذیت نشدم کارای خونه و بچهارو انجام میدادم ولی دوتا مشکل که ازعوارض بود دچارشدم یکیش آمبولی ریه نفس تنگیشدید داشتم قدم ب قدم باید وای میسادم نفسم بالابیاد...یکی هم گرفتگی رگ پام تا ۴روز بالا قسمت ممنوعه انگار حس میکردم رگی چیزیگرفته نمیتونستم پاهاموکامل تکون بدم اون ناحیه دردمیگرفت درحدی بود که بک روز فک کردم کلافلج شدم اینقدردداد زدم گریه کردم زنگ مامانم زدم که من فلج شدم چیکارکنم دیگه سوهرم بادوتابچه ولم میکنه آواره شدم بادوتابچه فلج شدم🤣
البته این حس فلجیم فقط واسه چن دیقه بودا از اون لحظه بس تلاش کرد پامو تکون بدم و بالاخره موفق شدم یه صدای تق داد همون ناحیه دیگه کلا خوب خوب شدم ولی دردعمل اصلا نکشیدم...