2777
2789
عنوان

من حسودیم میشه

628 بازدید | 12 پست

آبجیم کافینت داره . بعد هی میگفت. من نرفتم حالا میخواد ب ی پسره ک تازه آشنا شدن قصد ازدواج داره ولی معلوم نیست بگیرتش 

بزاره اونجا

ولی الان من حسودیم میشه فک میکنم پسره غریبه س دوس ندارم اونجا باشه حس خوبی ندارم چیکارکنم بنظرتون 

خودمم بیکارم 

ولی ی ماه قبلا پیش آبجیم کار کردم همش بامن بد رفتاری میکرد فحش میداد سرم داد میزد من ناراحت میشدم بخاطر همین لج کردم دیگ نرفتم پیشش .ولی الان حسودیم میشه اون میخواد ببره اونجا ۵۰ _۵۰کار کنن 

☹️

خودم دوسال و نیم ت فروشگاه بودم ولی خیلی اذیت شدم دیگ مجبور شدم استعفا بدم 

هعییی

اصن دوس ندارم ازدواج کنه با این پسره

پسره لیسانس معماری داره بیکاره سربازه 

هر سال ماه رمضون یا وزنم بالا می‌رفت یا کلاً برنامه غذاییم به‌هم می‌ریخت 😅


امسال اما فرق کرد… چون با رژیم فست پرو دکترکرمانی جلو رفتم. این برنامه جوری طراحی شده که اگه روزه بگیری دقیق با سحر و افطار تنظیمه، اگه هم نتونی روزه بگیری می‌تونی مثل یه فستینگ اصولی انجامش بدی.

خودم بعضی روزها روزه نیستم، ولی با اینکه روزه نمی‌گیرم، میل به غذا هم ندارم! ولعم کمتر شده، خوابم بهتر شده و حس سبکی دارم.

اگه می‌خوای امسال هم روزه بگیری هم وزن کم کنی

یا حتی بدون روزه فستینگ اصولی داشته باشی

سایت دکترکرمانی رو حتما ببینید

ببین درکت میکنم منو و خواهرمم دقیقا مثل شما ۲سال اختلاف سنی داریم  این به خاطر حس خواهرانته و ...

اره ولی من حسودیم نمیشد الان ک میخواد بده ب پسره اونو بیاره سرکار

من ت فکر بودم خودم برم اونجا بعد داداش کوچیکم ک بزرگ تر شد بیارم پیش خودم 

ولی چون باهام بد رفتاری میکرد ت ذهنم موند لج کردم ینی دلم راضی نمیشد برم هی دس دس هی میگفتم نمیام نمیام ولی الان دیگ اینطوری میخواد بده ب پسره غریب اونم معلوم نیست بگیرتش یا نه

منم ۶ ماه پیش خاهرم کار می‌کردم همش ایراد می‌گرفت و دعوامون میشد . بگرد برای خودت کار دیگه پیدا کن دوتا خاهر باهم کنار نمیان . خاهرتم با اون پسره کار کنه بهتره این مدت اخلاق پسره دستش میاد شاید از ازدواج باهاش منصرف بشه

منم ۶ ماه پیش خاهرم کار می‌کردم همش ایراد می‌گرفت و دعوامون میشد . بگرد برای خودت کار دیگه پیدا کن د ...

اره بخاطر همین ک ایراد می‌گرفت سرم داد میزد من ناراحت میشدم جلو ی عالمه آدم بعد تجربه هم نداشتم دلم می‌شکست ناراحت میشدم . همش بمن می‌گفت خواهر برادری نداریم اینجا محیط کاره باید درس کار کنی . ولی با غریبه ایقد باهاشون خوب و نرم صحبت می‌کنه هواشون داره حواسش هم هست بهشون حتی اگر دزدی کنن چیزی بهشون نمیگه ولی بمن اینطوری نبود بخاطر همین لج کردم دلم راضی نمیشد برم پیشش ولی الان حسادت دارم اصلا دوست ندارم پسره غریب ببره ت فکر بودم چن وقت بگذره خودم برم بعد داداش کوچیکمم ک بزرگتر شدم بیارم پیش خودم باهم باشیم .

آبجیم نمی‌فهمه ایقد قبلا آدمای مزخرف ترین ت زندگیش بودن این بدجور عاشق میشه ینی از یکی خوشش آمد دیگ راحت دل نمیکنه هرچقدر هم طرف بد رفتار کنه یا بد باشه نمی‌فهمه 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز